تصویر ثابت

اصول هدف گذاری در NLP -چگونه به اهدافمان برسیم؟-قسمت دوم

+100%-
اصول هدفگذاری

  همانطور که در قسمت اول گفتیم ما ابتدا باید هدف را درست تعریف کنیم، هدف کمیتی برداری است؛ مبدا، مقصد، جهت و اندازه دارد و حتی الامکان باید دقیق تعیین شود. همچنین از لزوم استفاده از یک سیستم هدفگذاری گفتیم و اینکه اگر اصولش را رعایت کنیم احتمال رسیدن به اهدافمان بیشتر می شود. در ادامه ۳ اصل مهم هدف گذاری را تشریح کردیم و اکنون به ۲ اصل مهم دیگر می پردازیم.

۴- هدف با ارزش ها و باورهایتان همسو باشد

در زمان کودکی و نهایتا تا ۱۴ سالگی شخصیت کلی انسانها شکل می گیرد. همراه با آن ارزش ها و باورها نیز در ذهن انسان ساخته می شوند. باورهایی که از طریق محیط و غالبا پدر و مادر به کودک القا می گردند و بعضی اوقات غلط و بی فایده اند. حال شما هدفی در نظر می گیرید که با این ارزش ها و باورها در تضاد است. چه اتفاقی می افتد؟ مخالفت! مخالفت ذهن ناخودآگاه.

مثلا فرض کنید در دوران کودکی شما، پدرتان یک کارمند ساده بود که بعد از چند سال پس انداز کردن، در کنار شغل ثابتش قصد راه اندازی یک تجارت کوچک را داشت. ایشان بخاطر عدم تجربه در بازار یا هر دلیل دیگری، و بواسطه یک معامله ناموفق تمام پس اندازش را از دست می دهد و این قضیه ضربه روانی شدیدی به پدر شما و کل خانواده تان وارد می کند. و از آن به بعد اعضای خانواده تان در مجامع مختلف و همراه با احساسات منفی و با افزایش پیاز داغ! شروع می کنند به تکرار عباراتی همچون “تمام بازاری ها غیر قابل اعتمادند”، “آدم از جونش سیر بشه بخواد تجارت کنه”، “یه لقمه نون می خوریم ولی عوضش اعصابمون راحته” و … جملات دیگری که شاید منبع درستی از نظر علمی و آماری نداشته باشند و صرفا بخاطر ضربه ای که دیدند شروع به وضع آن می کنند.

خب شما هم از همان کودکی این برنامه (تمام این جملات قصار!) در ذهنتان برنامه ریزی شده و کم کم تبدیل به باور می گردد. سالیان سال از آن ماجرا می گذرد و حتی ممکن است فراموش کنید که چه شد اما آن باورها همچنان در ذهنتان باقی است و با قدرت عمل می کند. حالا شما در دوران جوانی و حتی میانسالی قصد راه اندازی یک تجارت می کنید. ضمیر ناخودآگاهتان که یک باور قوی در جهت مخالفت راه اندازی تجارت دارد، شروع به مخالفت شدید و در قالب تولید احساسات و افکار مخرب می کند و تا جاییکه امکان دارد سعی می کند ناخودآگاه شرایطی را بوجود بیاورد که شما در همان شروع تجارتتان شکست بخورید و اگر شما هم مانند خیلی ها با همان شکست اول تسلیم شوید، احتمالا شروع می کنید به سرودن جملات قصار دیگری که مضمونش بدشانسی شما، تقدیر، نا به سامان بودن اوضاع مملکت و …است (هرچند ممکن است مثلا اوضاع اقتصادی واقعا نا به سامان باشد اما دلیل اصلی شکست شما نیست).

یا مثلا همراهی همیشگی با دوستان یا اعضای خانواده و در کنارشان بودن برایتان یک ارزش است؛ یک ارزش بزرگ. حالا شما بواسطه شغل جدیدتان مجبورید از آنها دور شوید. اتفاقی مشابه با مثال قبل می افتد. انتخاب شغل جدید شاید از نظر منطقی برایتان تصمیم بسیار درست و پرفایده ای باشد اما ذهن ناخودآگاه دچار تناقض شده و از آنجاییکه سیستم تفکر آن قیاسی است و نه استدلالی، فقط مقایسه می کند و می بیند در کنار دوستان و خانواده برایش ارزش های بیشتری دارد. ارزش هایی که شاید هم نادرست باشد.

خب چه کنیم؟ 

اصلا ارزش ها و باورهای واقعی مان را چطور بفهمیم؟ پیدا کردن دقیق و کامل ارزش ها و باورها یک کار تخصصی و در بلند مدت می باشد. اما خلاصه اش این است که ببینیم علاقه قلبی (علاقه قلبی داریم؟! نه نداریم. تمام احساسات از مغز است نه قلب!) ببینیم علاقه اصلی و واقعی ما چه چیزهایی است. چه چیزی برایمان ارزشمند است و از ته قلب (در واقع از ته مغز) به چه چیزهایی تمایل داریم و برایمان مهم است. به چه جملاتی باور  داریم. این باورها و ارزش ها در جنبه های مختلف زندگی مان متفاوتند. راه ساده یافتن آنها روراست بودن با خودمان است. اینکه خلوت کنیم و صادقانه با خودمان حرف بزنیم.

رفع تناقض 

به فرض ارزش ها و باورهایمان را حداقل در مورد خاصی فهمیدیم و دیدیدم با هدف ما سازگاری ندارد. راه حل چیست؟

راه حل این است که یا ارزش و باورمان را تغییر دهیم یا هدفمان را. پیشنهاد می شود گزینه اول را انتخاب کنید. چون معمولا اهدافمان را باعقل و منطق و با بررسی درست شرایط انتخاب می کنیم و این باورها و ارزش ها هستند که معمولا ممکن است اشتباه باشند. البته تغییر باورها کار ساده ای نیست مخصوصا باورهایی که خودمان هم نمیدانیم! مثلا در ظاهر می گوییم: “پول خوب است هیچ اشکالی ندارد آدم ثروتمند شود” اما در ذهن ناخودآگاه، پول را عامل بدبختی، دوری از معنویت و بوجود آمدن انواع بلایا از جمله سرطان! می دانیم. راه ساده و عملی تغییر باور یا ایجاد باور درست یا جلوگیری از ایجاد باور نادرست این است: مراقب اطلاعات ورودی به ذهنتان باشید(حواس پنجگانه)

پس هدفی را برای خود تعیین کنید که به درستی آن هدف اصطلاحا ایمان داشته باشید. اینکه رسیدن به آن هدف همه جوره ارضایتان خواهد کرد. هم مادی هم معنوی.

۵- با متخصص بی طرف مشورت کنید

اگر هدف جدیدی که برای خود تعیین می کنید هدف تازه ای است و تابحال به از این جنس هدف ها نرسیدید، مسلما نیاز به مشورت دارید. اما نه مشورت با همه! بلکه مشاور شما باید ۲ خصوصیت داشته باشد. ۱- متخصص در آن زمینه باشد ۲- بی طرف باشد تا دور از هرگونه احساسات جانبدارانه یا ضد آن به شما مشاوره دهد.

شاید پدری که خودش هنوز کسب و کار موفقی نداشته، دلسوز و با حسن نیت باشد اما به احتمال قوی مشاور خوبی برای شما نخواهد بود. نیاز به مشورت آن هم با یک متخصص در هرکاری ضروری است مگر آنکه خود شما در آن زمینه به موفقیت هایی رسیده باشید و متخصص آن باشید که حتی در این مورد هم گاهی پیش می آید که یک متخصص و مشاور می تواند از بیرون قضیه تحلیل های بهتری داشته باشد.

کسیکه در زمینه مورد نظر شما یا علم دارد یا تجربه یا هردو، و البته بی طرف؛ می تواند مشاور خوبی برای شما باشد. خوشبختانه در عصری زندگی می کنیم که در اکثر زمینه ها به سمت تخصص گرایی پیش می رویم و متخصص های زیادی در زمینه های مختلف وجود دارند.

رعایت همین ۵ نکته در هدفگذاری می تواند به شما کمک بسیار بزرگی بکند تا به اهدافتان برسید. البته فراموش نکنید تلاش مستمر و انگیزه و علاقه ی مغزی! در انجام رساندن  برنامه هایی که برای رسیدن به اهدافتان درنظر می گیرید، بسیار تاثیر گذار است.

نویسنده : آروین شهبازی

منبع: استاد موزیک

مطالب مرتبط با این پست:

(۳۵) دیدگاه

  1. نام *

    به    بیان شده  

    باسلام. من بسته ٩٠ روز را خریدم و خیلی بهم کمک کرد ، اما نقدی ک وارد است اینه ک نت خوانی را خیلی مختصر و گنگ توضیح دادین و کسانی ک مثل من از نتخوانی هیچ نمیزونن ب مشکل میخورن و از اونجایی ک همه آموزش های بعدی بر پایه نت خوانی است طاز جلسه ٣ دیگه عملا هیچ تمرینی نمیشه کرد ، شما یجوری توضیح دادین ک ما باید قبلا نت خوانی را تا حدودی بلد باشیم قبلا یه پیام گذاشتم ک منتشر نکر ین. امیدوارم این بار جواب بدین ، اگر کتابی راجع به نت خوانی هم دارین لطفا معرفی کنید

    پاسخ دادن
    • آروین شهبازی

      به    بیان شده  

      سلام دوست عزیز. من قبلا پاسخ شما را دادم شاید در دیدگاههای قبلی رفته. ایمیل شما را سرچ کردم متاسفانه در سیستم ما ثبت نشده این یعنی اینکه شما نسخه اصلی را نخریدید یا با ایمیل دیگری سفارش دادید. در هر صورت در نسخه اصلی اتفاقا بطور مفصل راجع به نت خوانی آموزش دادیدم عرض کردم شما صفحه ۳۴ جزوه و نت خوانی در ۳ مرحله را مطالعه بفرمایید بعید می دانم با این ۳ نکته دیگر مشکلی در نت خوانی داشته باشید. در ضمن ما فرض کردیم هنرجو از صفر شروع به یادگیری می کند. شما هم اگر نسخه اصلی را دارید این صفحه را بخوانید. اگر مشکل حل نشد ایمیل بزنید راهنمایی تان کنم. موفق باشید

      پاسخ دادن
  2. ساموئل

    به    بیان شده  

    و اما تجربه من در رسیدن به هدف:

    آلمانیها ى ضرب المثل معروفى دارن :( انسان یک حیوان معتاد است)
    در یک کتابى ( گام هاى موفقیت ) خوندم، پیشرفت یک اتفاق نیست بلکه نتیجه تلاشهاى مکرر است.
    یکى از گامهاى پیشرفت و رسیدن به هدف : تعویض عادتهاى بد به عادتهاى خوب و مفید است.
    یعنى دقیقاً مربوط به ضرب المثل آلمانیها، ما در زندگیمون خیلى عادتهاى وقت کُشى داریم، اگر
    بتونیم ١. شناسائى عادت بد ٢. انتخاب عادت مفید ٣.تعویض عادت را بخوبى انجام بدیم، پیشرفت
    خود بخود بوجود میاد،
    من از موقع اى که اینکاررو تو زندگیم پیاده کردم، نه تنها پیشرفت سریعترى داشتم بلکه قدر زمانو هم
    بهتر میدونم و الان تو فکر کارائی ام که بتونم در یک واحد زمانى چند استفاده رو از زمان ببرم، خیلى کارهاى جزئى ولى در کل خیلى مفید، مثلاً کارهاى دوم و سومى هم میشه کرد در مواقع اى که
    مثلاً مشغول رانندگى، آشپزى، مکالمه تلفنى، دستشوئى یا حمام و..
    مثلاً در موقع آشپزى میشه از طریق mp3 یا سى دى و… (مثلاً) زبان انگلیسى هم یاد گرفت و در این هنگام میشه نرمشهاى سبکى هم انجام داد یا رقص آهسته یا …
    در کل در یک ساعت : من هم آشپزى کردم، هم انگلیسى یاد گرفتم و هم ورزش کردم.
    خیلى کارارو تو یک واحد زمانى میشه انجام داد.
    با تشکر از استاد

    پاسخ دادن
  3. ساموئل

    به    بیان شده  

    با سلام و تشکر از استاد که محبتتان را در همه زمینه ها گسترش میدین

    موضوع بحث عالیه، میخواستم تجربه هاى شخصیمو در اختیارتون بزارم که دونستن نظرات مختلف
    در این مورد واسم مهمه.
    در مورد تعیین هدف و مسیر سرنوشت، طرز تفکر خانواده تأثیر زیادى داره، از بچگى تا انتخاب رشته دانشگاه و…. یک آیه اى از قرآن کریم :(” به راهى که پدرانتان رفته اند نروید”) منظور از این آیه فقط اشاره به زمان بت پرستى نیست، یعنى من بعنوان یک انسان با عقل، تعیین مسیر زندگیمو خودم بکنم از هر لحاظ، من فقط با فهم این آیه، نه تنها تعیین هدف و مسیر زندگى، بلکه در تمامیه نکات ریز و درشت رو در درجه اول به عقل خودم رجوع میکنم،
    براى مثال: مثال مذهبى: مذهب ما شیعه است، ولى عقل من میگه خواندن نماز عصر به سبک شیعه ( پنج دقیقه بعد از نماز ظهر) صحیح نیست (مغرب و عشاء هم همینطور) و شیوه پنج وعده ایه سنى ها رو قبول دارم،
    میرم مکه میبینم وهابیا براى نماز شب هم اذان دارن که خیلى میپسندم و هیچ موقع به طرفدارى
    از والدینم نمیگم اینا کافرن، و بهترینارو از (شیعه و سنى و وهابى) انتخاب میکنم، این مثال رو عمداً انتخاب کردم که چون دیگه بالاتر از طرفداریه عقیده اى و مذهبى نداریم.
    مثال دوم؛ عقیده اى: پدرم در قید حیاط به مادرم مهریه نداد، منظورم طلاق و… نیست، فقط منظورم من بعنوان مسلمان بعداز ازدواج ، کارى که پدرم کردو، نمیکنم و از لحظه ازدواج علاوه بر نفقه، مهریه همسرمو ماه به ماه به حسابش میریزم، معنیش این نیست که مهریه مربوط به بعد از طلاقه، و هزاران مثال دیگر که همه میتونن اعمال والدینو بررسى کنن و بهترینارو به عقل خودشون گلچین کن و نا شایستارو تکرار نکنن، در کل من عقل دارم و خودم بدون هیچ وابستگى یا طرفدارى میتونم واسه خودم تصمیم بگیرم.

    پاسخ دادن
    • آروین شهبازی

      به    بیان شده  

      ممنون از توجهت ساموئل جان. بله با رشد و تکامل مغز و قوه تعقل، انسان باید بیش از هرچیز عقل خودش را به کار بندد و با انتخاب مسیرهای حتی الامکان درست در طول زندگی از این موهبت نهایت استفاده را بکند. ممنون از مثال هایت. موفق باشی

      پاسخ دادن
  4. navid

    به    بیان شده  

    باسلام خدمت استادعزیز .وتمام عزیزانی که این مطلبو میخونن.همه عرایز استاد کاملا درست و زیبا هستند درمورد اصول هدف گذاری واقعا من خودم پیش چندین روانشناس رفتم ولی متاسفانه هیچ کدوم از اونا نتونسته بودن انقدر دقیق این مطلبو برام روشن کنن . فقط یه چیزه دیگه رو من بر اساس تجربم میگم /چرا ما به هدفمون نمیرسیم ؟در کنار این مطلب ما خودمان هم باید مشکل خودمان رو پیدا کنیم/ مثلا خودم برای یادگیری اصولی گیتار مشکل داشتم علاقه وهدف بود ولی عواملی مثل بی حوصلگی .عدم داشتن تمرکز بی حالی خستگی در حال تمرین واین منو از رسیدن به هدفم دور کرده بود. بعد خودم با کمی تحقیق علت این را فهمیدم که من کم خونی دارم وکم خونی باعث میشه من به هدفم نرسم پس اولین پله برای رسیدن به هدفم درمان کم خونی بعد شروع یاد گیری گیتار . پس شما هم اول بعد مشکلتون را پیدا کنید و ان را از سر راه بردارید بعد شروع به رسیدن به هدف.البته این نظر منه .با تشکر از استاد وسایت بسیار زیبا وکاربردیشون.

    پاسخ دادن
    • آروین شهبازی

      به    بیان شده  

      ممنون نوید جان از نظرت و تجربه شخصی ات. تبریک می گم به همتت و اراده و ذکاوتت. بله باید مشکل را در خودمان شناسایی کنیم و به ترتیب و پله پله موانع را رفع کنیم. موفق و سربلند باشی

      پاسخ دادن
  5. عابدی

    به    بیان شده  

    با تشکر از شما استاد گرامی

    با مطرح کردن ایده NLP در مورد یاد گیری گیتار از طرف شما من چندین روز در این مورد تحقیق کردم و دیدم که بحت خیلی عمیق تر از اینهاست و به اینجا رسیدم که انسان بدون تصویر ذهنی هیچ کاری را نمیتواند انجام دهد مثل راه رفتن و غذا خوردن و اگر یگ تصوری غلط در ذهن باشد جای گزین کردن آن با یگ تصویر درست مشکل است ( اهمیت یادگیری به شکل صحیح) و اگر این تصاویر همراه کلید باشد بهتر به ذهن سپرده میشود مثل سیمهای گیتار که از بالا میشود ملارسول سیمی

    پاسخ دادن
  6. غ.ق

    به    بیان شده  

    سلام.
    میخواستم بدونم جایی هست که حضوری برای پاکسازی ضمیر ناخوداگاهمون بیایم؟ و این مطالب را با یک استاد تمرین کنیم؟

    پاسخ دادن
    • آروین شهبازی

      به    بیان شده  

      سلام. منظورتان از پاکسازی چیست؟ شما اگر تمام باورها و ارزش هایتان را چند روزی بررسی کنید و سعی کنید ریشه شان را پیدا کنید به یک آگاهی مناسبی میرسید. آگاهی شروع یک تغییر است. پیشنهاد می کنم مطالعه تان را در زمینه روانشناسی زیاد کنید یا اینکه چند جلسه ای نزد یک روانشناس بروید که چند سالی مطالعاتی در این زمینه داشته. بهترین استاد علم است! موفق باشید

      پاسخ دادن
  7. دریا

    به    بیان شده  

    سلام دوست گرامی .با تشکر فراوان جهت مطالب ارزشمدتون .اروین عزیز من مطالعه زیادی در مورد ضمیر نا خود اگاه داشتم .ودر زمینه هدفگذاری ودر لحظه بودن هم اطلاعات زیادی کسب کردم اما بزرگترین مساله من اینکه از نطر عملی همیشه ضعیف هستم یعنی وقتی کتابی در این زمینه ها می خونم ویا شروع به هدفگذاری می کنم واقعا شوقی درونم ایجاد می شه ولی عملا کاری از پیش نمیبرم.نمیدونم کدوم لایه ضمیر نا خود اگاهم این ممانعت رو به وجود میاره .مثلا سالهاست که می خوام وزن کم کنم، یا سحر خیز باشم،یا ده ها هدف دیگه .ممنون می شم اگه کمکم کنی.

    پاسخ دادن
    • آروین شهبازی

      به    بیان شده  

      سلام دریا جان. بحث ضمیرناخوداگاه بحث مفصلی است. مطمئمن باش همین ضمیرناخوداگاه اجازه نمی دهد شما وزن کم کنی یا سحرخیز باشی. معمولا این قبیل مشکلات را در NLP با استراتژی TOTE حل می کنند که در اینجا نمیشه زیاد توضیح داد. اما برای اینکه دست خالی از سایت ما نرفته باشید پیشنهاد می کنم برای وزن کم کردن مثلا هدف بگذارید ماه اول ۱ کیلو لاغر شوید سپس هر کاری که لازم است مثلا رژیم غذایی مناسب یا ورزش را انجام دهید. پس از موفقیت ماه اول برای ماه دوم ۲ کیلو را هدف قرار دهید و همینطور ادامه دهید تا به وزن دلخواه برسید. دریا جان ضمیرناخوداگاه نیاز به باور دارد و شما با هدفهای کوچک به ان باور میدهید. تصویر واضخ و واقعی از یک باور هرچند کوجک قدرت فوق العاده ای به ان میدهد. موفق و شاد باشید

      پاسخ دادن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهل هشت ÷ هشت =